**اسپویل**
وای امروز اینو خوندم مثلا ژانرش روانشناختی بود.خلاصه داستانش این بود یه دختره به اسم کُرا با نامزد خواهرش به اسم دین که قراره دو هفته دیگه ازدواج کنن، دزدیده میشه.کسی که اینارو دزدیده یه قاتل سریالیه که میبرتشون زیرزمین خونه اش و غل و زنجیر میکنه.بعد هم تهدیدشون میکنه اگه دین به کرا تج**اوز نکنه،جفتشونو میکشه🗿این دوتا هم چون ترسیدن هرچیزی که قاتله میگه رو انجام میدن تا زنده بمونن آخرش روز ۲۱ ام فرار میکنن. تازه بعد از اینکه فرار میکنن به این نتیجه میرسن تو این سه هفته عاشق هم شدن🗿ولی خیلی عذاب وجدان میگیرن چون دین ۱۵ سال با خواهر کرا دوست بوده و اصلا قرار بوده ازدواج کنن ولی هردو به این موضوع بیلاخ نشون میدن ، استدلالشون هم اینه ما دوتا ترومای مشترک داریم فقط همو درک میکنیم ، آخر داستان هم به خوبی و خوشی بهم میرسن🗿به نظرم خیلی یجوری بود:/























Shakiba
حذف نظر
آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟
🍓Carol
حذف نظر
آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟