8 هفته پیش

درود
گاها فکر میکردم مشکل از دیگرانه که منو اونطور که باید نمیبینن، یا شاید تلاش های من برای بودن در کنارشون بی فایدست و اون ها برای دیدن من زیادی سرشون گرمه.
گاهی هم فکر میکردم شاید مشکل خودمم، شاید به قدر کافی مرموز یا عجیب یا جالب یا هر صفتی که باعث جلب توجه بشه نیستم، شاید زیاد حرف میزنم، زیاد حمایت میکنم، زیاد میپرسم و کم خودم رو میگیرم، کم شبیه ایده آل های عموم افرادم و کم بلدم طوری رفتار کنم که دیگران دوست دارن.
شاید همین حالا هم به این چیزها فکر میکنم اما دیگه مهم نیست، به قدری در ارتباط گرفتن با دیگران افتضاح شدم که ترجیح میدم به غارم برگردم و به انزوا ادامه بدم.