11 هفته پیش

من متن مینوسیم، گاهی نثر، گاهی داستان کوتاه، گاهی شعر و بعضاً روایت.
دو تا رمان هم نوشتم به اسم پله‌های سقوط، هدیه سیاه.
البته اونقدر نوشته‌هام خوب نیستن، صرفا خودم مینویسم، خودم میخونم و پس از خوندن، خودم جلوی آینه برای خودم دست میزنم.
الان تو یک پست Mifasol یه آهنگ گذاشته بود که پلی کردم داشتم گوش میدادم. معمولا با آهنگی که ارتباط برقرار کنم میرم توی حس، توی یه دنیای دیگه و شروع به نوشتن میکنم. شورع به نوشتن کردم و آهنگ قطع شد و یهو پرت شدم به دنیای واقعی.
حسش رو اینطور میتونم واستون تصویر سازی کنم که وسط رابطه جنسی باشید و یهو دختر بپره کنار و بگه عه بابام اومد.
Mifasol جان، آهگی که پست میزاری رو برندار جان من?