زندگی میدان نبرد است، نه آغوشی برای نازپروردگان. هر آنکس که با قلبی لطیف به پیش میرود، ناگزیر در نخستین ضربهٔ سرنوشت متلاشی میشود. «نوازش» وعدهایست که ضعیفان برای تسکینِ خویش میسازند؛ اما هستی، بیاعتنا و بیرحم، تنها آن ارادهای را برمیتابد که شاخههای خود را در طوفان میآزماید. دلِ نرم، پیش از آنکه دشمنی در بیرون باشد، خیانتیست در درون. آدمی باید خود را چون تیغهٔ شمشیری سخت کند: برنده، بیلرزش، و آگاه به اینکه زندگی مراقبت نمیکند—میآزماید. آنان که از جهان انتظار نوازش دارند، همانانیاند که از خود هیچ انتظار ندارند. و آنکه جوهری سخت در قلب خویش ریخته است، دیگر نه از جهان چیزی میطلبد و نه از زخمهایش میگریزد؛ او پیش میرود، چون میداند تنها راهِ زیستن، راهیست که با قدرتی نرم گشوده میشود. با قلبی آهنی به جنگِ زندگی بروید، زیستن نوازش شدن نیست.
_سوزان سانتاگ _یادداشتها و خاطرات























Fortinbras
حذف نظر
آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟
Fortinbras
حذف نظر
آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟