...
رفیقی داشتم که بینهایت صمیمی بودیم سریک سری سوتفاهم رابطمون تیره و تار شده بود یه مدتی این متنو امروز براش نوشتم و فرستادم گفتم شماهم بخونیدش شاید براتون جالب باشه ...
...
««برای خودمان، خودم و تو می نویسم ،برای تو که خواسته یا ناخواسته از من و ما فاصله گرفته ای، برای خودم که انگار روزگار درازیست از این رابطه جا مانده ام، برای روزهایی که فکر می کردم تورا و حرف هایت را همانگونه که هستید می فهمم.برای روزهایی که توقعت با تصورت از انسانی که حتی زیرپوستی ترین درد دلهایت را به کمال درک کند،یکی بود..
ما در هجوم بی رحمانه ی سوتفاهم ها، بی دفاع تر از آنی بودیم که فکر می کردیم .باورمان این بود که مهر و صداقت ریشه های دوستی را چنان محکم کرده است که هیچ طوفانی قدرت لرزاندن شاخه های تنیده شده بر پیکر این رابطه را ندارد.
ما در اشتباه بودیم خوب من !
گرچه تجربه های مشترک و مصاحبت های بی نظیر ما را بهم نزدیک می کرد ولی ما تفاوت هایمان را ناچیز شمرده بودیم یا شاید ندیده بودیم یا شاید اصلا نخواستیم ببینیم، بس که همه ی لحظه ها قشنگ بودند و آسمانی...بس که همه چیز خوب بود ..
از آن سال ها تا امروز، بارها دستم را چنان بی ریا بسمتت دراز کرده ام که باور کنی قهر دلیل فاصله هاست نه مرگِ رابطه ها..
دوست داشتم بفهمی که کینه تنها دست مایه ی بغض های نشکسته و حرف های نزده است و غرور حقیرترین واکنش در تعاملات میان وارستگی و دلبستگی است ...
دلم می خواست کمتر اندوهگین بودیم کمتر خسته و برایت می نوشتم که با تو می توانستم بعد از گریه های بلند از چیز های کوچیک بخندم❣️»»























Razi 🎭
حذف نظر
آیا مطمئن هستید که می خواهید این نظر را حذف کنید؟