General Shepherd  الف را به اشتراک گذاشت  پست
6 هفته پیش

اردک خیلی دوست دارم ولی تو بچگی کیر بدی سر همین قضیه اردک خوردم هنوز بعد ۱۵ ۱۶ سال از قضیه می‌گذره هیچ وقت یادم نمیره شاید ۶ ۷ سالم بود دوتا اردک خریده بودم کوچولو و بامزه یه روز بابام یه هندونه خرید آورد کال بود بی صاحاب منم گفتم ببرم بدم این زبون بسته‌ها بخورن بچه بودم هندونه‌ام بزرگ بود یه ذره انداختم رو یکیشون 😐 زبون بسته شکمش پاره شد اون یکی اردک داشت نگاه می‌کرد جون داد چه جورهایی منم همراهش جون دادم 💔خیلی بهشون وابسته شده بودم یکی دو هفته‌ای بود خریده بودیمشون هیچی علناً گاییده شدم انگار بچه‌مو کشته بودم.جالبش اینه که فکر می‌کنید اون با بازمانده لابد حالا زندگی خوبی داشت ولی بعد اینکه اون یکی مرگ زبون بسته خیلی بی‌تابی می‌کرد خب بچه بود بچه اردک بود انداختنش تو زیرزمین تا بزرگ شه برا خودش گربه زیاد داشت خونمون برا همین کارو کردن ولی خیلی بد بود زبون بسته همیشه صداش میومد تا بزرگ شد یه چند ماهی گذشت دو سه ماهی شد بردیمش بالا تو حیاط همیشه از من بدش میومد فاصله می‌گرفت که فرار می‌کرد با برادرم اینطوری نبود زبون بسته میومد می‌شست روی تیکه موکت برادرم نازش می‌کرد یه ۵ ۶ ماهم اینطوری زندگی کرد تو باغچه سرشو بریدن 💔

حسابی بهش وابسته شده بودیم من هم برادرم حسابی احساس غم و غصه داشتم راجع بهش کل طول زندگیش یه افسردگی کیری منو گرفته بود کلاً از اون به بعدم دیگه سمت اردکم نرفتم کلاً یه وضعی بود همین الانم که بهش فکر می‌کنم می‌رینه تو اعصابم. حتی 1 درصد از مصیبت‌ها و کیر بودن قضیه هم نتونستم بنویسم خیلی برای یه بچه ۶ ۷ ساله سخت بود الانم هست

Hannah the duck🦆 اگه اردک بود🦆

دانلود