گفتوگوی صمیمی
۱- برای فرار از موقعیتی معذبکننده، به یه نقطه خیره میشم.
۲- ۴۸ ساعت تنهایی.
۳- بغض کردن با پلی لیست غمگین
۴- داستان نمیخوانم.
۵- پناه به سکوت مطلق نیمه شب.
۶- لوله شدن لای پتو
۷- ساعتها چرخیدن تو شبکههای اجتماعی
۸- کراش روی یه شخصیت
۹- خیالبافی
flavored🌈
منم یه رفیق داشتم، داشتیم تو کوچه مسابقه میدادیم، مستقیم رفت تو تیربرق!
صورتش خونی مالی شد و چند تا بخیه خورد.
بعدش باباش کلی دعوا کرد و چند هفته بعد هم خونهشون رو عوض کردن.
هیچ خبری ازش نداشتم تا اینکه تو دانشگاه موقع ثبتنام دیدمش و هماتاقی شدیم تو خوابگاه.
وقتی گوزن 🛸Gavazn 🪐 رو میبینم، یاد کلیپ "بیدار شو" میوفتم و اون تو ذهنم پلی میشه.